عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
253
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
اين گونه روايتها [ روايتهاى ابن شنبوذ ] شاذ ناميده مىشود « 1 » . امّا ابن مقسم به جواز قرائت آنچه كه موافق با رسم الخط باشد ، هر چند كه نقل نشده باشد ، اعتقاد دارد ، بدون ترديد چنين روشى ، دروغ بستن به قرآن است و به خلق وجوه دروغين منجر مىشود « 2 » . بنابر اين از همان نخست ، موضع اين دو نفر بر ردّ يكى از معيارهاى سه گانه مبتنى بود . اولى [ ابن شنبوذ ] شرط موافقت با رسم الخط را ردّ كرد و دومى [ ابن مقسم ] شرط نقل را ؛ امّا هر دو به شرط موافقت با قواعد عربى اتفاق دارند ، چون در حقيقت ، موافقت با قواعد عربى ، معيارى است كه در اساس به اعجاز بيانى قرآن مربوط مىشود و هر دو على رغم موضعشان ، علاقهمندند تا به اين جنبه دست نيازند . ابن جزرى ، ابن شنّبوذ را چنين توصيف كرده است : « وى شيخ قاريان در عراق ، استاد برجسته و از كسانى است كه براى فراگيرى قرائتها ، سرزمينها را گشته است . وى ثقه و پرهيزگارى اهل علم است . » « 3 » . ابن مقسم را هم دانى چنين توصيف كرده است : « وى به ضبط و درستى مشهور است . وى فردى است عالم به قواعد عربى و حافظ لغت كه در علوم قرآن نيكو تأليفگرى است » « 4 » ( 9 ) آنچه كه باقى مانده راى ابو العلاء معرّى ، در اين باره است كه آن را بيان مىكنيم او مىگويد : « دانشمندان دربارهء قرائتهاى ناپسند و نكوهيده دچار اختلاف گشتهاند . برخى بر تخطئه كردن پيشينيان جسارت يافتهاند و برخى چنين نمىكنند بلكه براى هر قرائتى توجيهى دارند هر چند كه اين توجيه از قواعد عربى به دور باشد . آنان كه اشتباه و غلط راويان را در نقل قرائتها جايز دانستهاند ، چنين استدلال مىكنند : « در ميان كسانى كه قرائتها را نقل كردهاند كسانى بودهاند كه روزگار فصاحت را درك نمودهاند از اين رو قرائتها را چنان كه بايد ، آوردهاند و گروهى نيز بودهاند كه به فصاحتى نرسيده و به معيار عربى آگاهى نيافتهاند لذا دچار توهّم و خطا شدهاند كه البته فرزند آدمى از خطا مبرّا نيست » « 5 » .
--> ( 1 ) ابن الجزرى ، منجد المقرئين ، ص 16 . ( 2 ) همان ، ص 17 . ( 3 ) ابن الجزرى ، غاية النهاية فى طبقات القراء ، ج 2 ، ص 52 . ( 4 ) همان ، ص 123 . ( 5 ) ابو العلاء المعرّى ، رسالة الملائكة ، ص 200 .